خاکستر

خاکستر می شوم و فرو می ریزم
درپای ایمانم و خاطره روزی که گمان می برد
حماقت کرده ایم!
خاطرت جمع
اولین جرعه 88 را
مست تو خواهم شد
نوشا نوش

بازی

از اول هم می دانستم که قراراست بوی وینستون لایت و آدامس دارچینی بگیرم و البته خاک که حتی دیوارها را مسخره می کرد. - تو یه ترسویی بی عرضه! پسر نوجوانی داشت بی پروا در کارون می شاشید.

پی نوشت: مینیمال!؟ دست بردار بانوی مضطرب خرابم خراب