مرثیه

85 را به گریه می نگرم
و برای سال های 80 و 81 مرثیه می خوانم
ایمانم را در همان حوالی آیا ندیده اید؟
در ته یک خیابان دراز
جایی میان کشیده های آبدار،
ترس های بی امان از بازگشت
ویا دشنه گریه های مادرم؟
آه، شب های آب نباتی

0 هم آغوشي ها: