سایه یک صندلی



آقا، لطفن برای من یک پیتزا با طعم زهر
برای میهمان ام هم کمی سکوت
!
چقدر می شود؟


خسرو شکیبایی



دریا دریا هامون

بدرقه حنجره ات

تاب نمی آورم

دست هایم را بگیر